|
|
|
|
|
یک سالگی جمعیت ما
پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۹ - 17 June 2010
احمد هاشمی
جمعیت ما با یک اقدام خود جوش متولد شد.شرایط ویژه بعد از ۲۲ خرداد و استمرار اعتراضات در ایران ، برای ما راهی جز فعالیت مداوم و پیگیرانه را باقی نگذاشت. سازماندهی چندین آکسیون بزرگ و ده ها فعالیت های جنبی حاصل کار ماست.
اگر مفروض بگیریم که یکی از مهمترین پارامتر های موفقیت در حرکت های اعتراضی ، به میدان کشیدن هر جه بیشتر نیرو و جلب و جذب و حمایت و همدلی و مشارکت بخش های وسیع تری از مردم می باشد ، کارنامه ما رضایت بخش است.
در ابتدا همگی مان در یک شرایط "هیجان جمعی " بسرمی بردیم در این مرحله ما همدیگر را کمتر می شناختیم و به همین دلیل قدری با احتیاط به هم برخورد می کردیم و نوعی همبستگی عاطفی ناشی از این "هیجان جمعی " بر ما حاکم بود تبلیغات و فعالیت ها سازمان نیافته و غیر متمر کز بودند. کمبود امکانات ، بودجه و دانش لازم را با فعالیت های بیش از اندازه فردی جبران نمودیم.
اما مسیر حرکت برای ما روشن بود . چهار پرنسیپ را ، یعنی حقوق بشر ، دمکراسی و قواعد دموکراتیک، عدم خشونت و باز تولید همبستگی ملی را سر لوحه فعالیت هایمان قراردادیم.
جمعیت مان را نهادی مستقل اعلام نمودیم و به این رهنمود داهیانه هانا آرنت وفادار ماندیم که نوشت " سیاست باید قلمرو انسان های آزاد باشد تنها در این صورت است که سیاست حوزه اصیل عمل انسانی خواهد ماند"( میان گذشته و آینده).
با آگاهی به این موضوع که اعتماد یک مفهوم بنیادی در کنش سیاسی است، با توجه به شناخت اندک از یکدیگر ما به هم اعتماد کردیم، زیرا می دانستیم که اعتماد به یکدیگر شرط تشکیل روابط ثانوی یعنی یافتن هدف مشترک و روش مشترک می باشد. برای قاعده مند ساختن یک ساختار حس اعتماد امری ضروری است.
ما می دانستیم که در میان ما ایرانیان متاسفانه دایره اعتماد میان افراد و به تبع آن در نهاد ها بسیار اندک و محدود است و سطح پایین اعتماد به یکدیگر و همچنین بد گمانی و سوءظن، مانع عمده برای مشارکت سیاسی در میان ما ایرانیان شده است. ما تصمیم کرفتیم این دور باطل را پایان دهیم.
مرحله "هیجان جمعی" پایان یافت و مرحله" برانگیختگی یا خود انگیختگی" افراد آغاز شد در این مرحله نارضایتی و تفاوت ها در اهداف و تاکتیک ها بروز نمودند. زبان گلایه و انتقاد گشوده شد. معمولا اگر اهداف پا برجا و روشنی نباشد و درجه همبستگی هم ضعیف باشد، امکان از هم پاشیدن در این مرحله بسیار بالا است.
در این مرحله مجبور بودیم که از یک سو فشار سنگین " زیاده خواهان " را خنثی نماییم و از سوی دیگر با حداکثر تسامح و تساهل مانع از آن شویم که آنها راه خود را از ما جدا نمایند.
مدل فعالیت های سیاسی در ایران تا کنون شبیه حرکت کوهنوردی است که خیلی مایل است قله را در کوتاه مدت فتح نماید؛ با عجله و احساسات گام های بلند و تندی را بدون توجه به فرایندها برای نیل به مقصود برمی دارد؛ اما به دلیل پستی و بلندی ها، فراز و نشیب ها و سختی های مسیر و مشکلات عبور دچار سرخوردگی گردیده و از ادامه راه باز می ماند و استقامت، ریاضت و پایداری جای خود را به عقب نشینی می دهد. دوباره پس از چند سالی مجددا عزم را جزم کرده و دوباره ملالت و عزلت و...
جالب اینجاست که در آموزه های فرهنگی و ملی ما بیش از هر چیز به استقامت، پی گیری و تداوم امور تاکید شده است. شاعران ایران چه زیبا سروده اند:
رفتن و نشستن به که دویدن و گسستن
ای که مشتاق منزلی مشتاب پند من کار بند و صبر آموز
اسب تازی دو تک رود به شتاب و اشتر آهسته می رود شب و روز
رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
زیاده خواهان حتی وجود جنبش سبز را نیز انکار می کردند در یادداشتی تشریح شد که:
"جنبش اعتراضی مدرن مردم ایران به گونه ای ناگهانی از آسمان به زمین نیفتاده است ، بلکه نتیجه شرکت مردم در یک کار زار انتخاباتی مدیریتی شده و سرانجام سرقت آرای آنهاست."
مدل زیاده خواهی همراه با طرح شعارهای رادیکال خیلی زود به بن بست میرسد و به سرعت از دایره مبارزه مسالمت آمیز خارج شده و شعار مرگ بر آین یا آنرا سر لوحه فعالیت خود قرار می دهد به همین مناسبت بود که نوشتیم:
"کسانی که امروز مفهوم جبش های مدرن را، که در سرلوحه آن حقوق بشر است درک نمی کنند و مدام بر طبل شعار مرگ بر این و یا آن می کوبند ، آیا به نتیجه عملیاتی کردن این شعار در صورت پیروزی جنبش تامل کرده اند ؟
جنبشی که با این شعارها به قدر ت میرسد فردای روز پیروزی چوبه های دار برپا خواهدنمود. ایجاد و باز تولید هویت جمعی با شعار های ضد حقوق بشری خطری است که امروز جنبش ما را تهدیدمی کند. کانالیزه نمودن احساسات جمعی در قالب شعار های انحرافی، مرگ بر این یا آن پیام آور دموکراسی نخواهد بود "
برای ما کاملا روشن بود که در کلیت جنبش اعتراضی مردم ایران گفتمان های متعددی وجود دارد و وجود این گفتمان ها در اهداف و شعار های متعدد خود را نشان می دهد و قواعد دموکراتیک و تگثر گرائی حکم می کند ، که وجود این گفتمان ها و رقابت آنها را با یکدیگر را به رسمیت بشناسیم. و برای اینکه در امتداد رقابت ها ، همکاری مشترک داشته باشیم دو راه وجود دارد یک راه دموکراتیک و یک راه مستبدانه. راه مستبدانه ان است که یکی دیگری را حذف و یا مطیع خود سازد. راه دموکراتیک آن است که دنبال ظرفی حداقلی بگردیم و شعار های محوری و مشترک را پیدا کنیم و برای این کار باید به توانیم دیالوگ داشته باشیم.
اما برای دیالوگ باید به ارزشهای بنیادی اخلاق سیاسی متکی بود و این ارزش ها عبارتند از
مدارا، آرامش، گفتگو، توافق، رقابت مسالمتآمیز، عقلانیت و بشردوستی
در یک سال گذشته عده ای از منتقدین ما در مواردی از دایره یک دیالوگ سالم پا را فراتر گذاشته و به ایجاد فضای تشنج کمک نموده و حتی ابایی از تخریب اشخاص و افراد نداشته اند. اما خوشبختانه جامعه مدنی ایرانیان در وین به آن درجه از بلوغ رسیده است که در این مورد قضاوت کند.
در سال گذشته در چنین روزی شاهد تظاهرات با شکوه ایرانیان در شهر وین بودیم. برای ما بسی جای غرور است که جمعیت ما سازمانگر این تظاهرات بود و امروز وقتی به فعالیت های یکساله مان و تکوین و تکامل جنبش سبز در میهن مان مینگریم بدون کمترین تردیدی باید گفت که خط مشی صحیحی داشته و سهم ناچیزی در این رشد و بلوغ جنبش سبز ایفا نموده ایم.
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد
|
|
|
|